همیشه چشمان عاشقت را در یاد دارم٬همیشه نگاه پاکت را می ستایم و همیشه بر محراب آسمانی
قلبت سجده می کنم...
مادرم!تو تنها الهه ی عشقی که بی بهانه دوستم داری.من اکنون همان کودک گستاخ و بازیگوش توام
که تنها سالهای عمرش افزوده شده است٬همانگونه٬با همان نیاز کودکی ام دوستت دارم...
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 24 خرداد1388 ساعت 5:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
به من آرامش بده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا ومردم آن
مطابق میل من رفتار کنند.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 8 خرداد1388 ساعت 10:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
گذشت زمان بر آنها که منتظر میمانند بسیار کند، بر آنها که میهراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل میگیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی میگذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق میورزند، زمان را هيچگاه آغاز و پایانی نیست چرا كه تنها زمان است كه مي تواند معناي واقعي عشق را متجلي سازد
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 8 خرداد1388 ساعت 10:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 8 خرداد1388 ساعت 10:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
زندگي دفتري از خاطرهاست ...
يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...
يک نفر همدم خوشبختي هاست ،
يک نفر همسفر سختي هاست ،
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 8 خرداد1388 ساعت 10:25 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در چند سال اخیر، روانشناسان و جامعهشناسان به بررسی اطلاعات درباره پرسشی پرداختهاند كه قبلاً برای فلاسفه مهم بود: چه چیزی باعث رضایت ما میشود؟
پژوهشگران به این منظور تحقیقات گستردهای در سراسر جهان انجام دادهاند تا ببینند چگونه چیزهایی مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستی، نوعدوستی و عادات روزانه بر احساس بهروزی ما تأثیر میگذارد. حوزه جدید روانشناسی مثبت پر از یافتههای جدیدی حاكی از آن است كه اعمال ما تأثیر چشمگیری بر احساس خوشبختی و رضایت ما از زندگی دارد. 10 راهبرد ثابتشده برای افزایش رضایت از زندگی عبارتند از:
1 – لحظات روزانه زندگی را درك كنید
هر از چندی مكث كنید تا گل سرخی را ببویید یا كودكان را حین بازی تماشا كنید. كسانی كه درنگ میكنند تا وقایعی را كه بهطور عادی با عجله پشت سر میگذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فكر میكنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و كاهش افسردگی گزارش میكنند.
2 – از مقایسه بپرهیزید
چشم و همچشمی جزئی از بسیاری از فرهنگهاست اما مقایسه خودمان با سایرین میتواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد كند. به جای مقایسه كردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف كنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.
3 – بیش از اندازه به پول توجه نكنید
كسانی كه پول را در رأس فهرست اولویتهای خود قرار میدهند، بیشتر در معرض افسردگی.........
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 3 خرداد1388 ساعت 9:21 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شجاعت هميشه فرياد زدن نيست، گاهي صداي آراميست كه در انتهاي روز ميگويد، فردا دوباره تلاش خواهم كرد
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نمیدونم شاعر این شعر کیه ولی میدونم هروقت دلم از زمین و زمان میگیره با خوندن این شعر واقعا" حضور خداوند رو احساس میکنم و آروم میشم انگار یکی مثل کوه ÷شت سرم ایستاده ....
" لطف حق "
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من
اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا گردنش با من
بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من
اگر درها برویت بسته شد دل مکن باز آ
در، این خانه دق الباب کن واکردنش با من
به من گو حاجت خودرا اجابت میکنم آنی
طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش بامن
بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش بامن
چو خوردی روزی امروز، ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من
به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه را تفسیر و معنی کردنش بامن
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو نام توبه را بنویس امضاء کردنش بامن ...
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چه شده تورا ؟ چرا برای چیزهایی که از آن تو نیست اینقدر دست و پا میزنی؟ می بینی زندگی همه اش همین بود . سخت نگیر با همین شادی های دست دوم ، بگذران زندگی را و بخند، آن هم بلند...
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم. شغلم را، دوستانم را، مذهبم را، زندگی ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم. به خدا گفتم: آیا میتوانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد. او گفت: آیا سرخس و بامبو را میبینی؟ پاسخ دادم:بلی.
فرمود: هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت، اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نکردم. در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کنندهای به زمین بخشیدند. اما همچنان از بامبوها خبری نبود. من بامبوها را رها نکردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. اما من باز از آنها قطع امید نکردم.
در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد. در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود، اما با گذشت ۶ ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید. 5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند.. ریشه هایی که بامبو را قوی میساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم میکردند.
خداوند در ادامه فرمود: آیا میدانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختیها و مشکلات بودی، در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی؟ من در تمامی این مدت تو را رها نکردم، همانگونه که بامبو ها را رها نکردم. هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن، بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند، اما هر دو به زیبایی جنگل کمک میکنند.
زمان تو نیز فرا خواهد رسید، تو نیز رشد میکنی و قد می کشی! از او پرسیدم: من چقدر قد میکشم؟ در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد میکند؟ جواب دادم : هر چقدر که بتواند.
گفت: تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی، هر اندازه که بتوانی. به یاد داشته باش که من هرگز تو را رها نخواهم کرد
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت 12:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خدایا غم را برای چی آفریدی؟
خدا: زیرا بندگانم فقط در غم هایشان به یاد من می افتند...
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 28 فروردین1388 ساعت 9:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در يک غروب جمعه، پيرمردي مو سفيد، در حالي که دختر جوان و زيبايي بازو به بازويش او را همراهي مي کرد، وارد يک جواهر فروشي شد و به جواهرفروش گفت: "براي دوست دخترم يک انگشتر مخصوص مي خواهم."
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاهي انداخت و انگشتر فوق العاده ايي که ارزش آن چهل هزار دلار بود را به پيرمرد و دختر جوان نشان داد. چشمان دختر جوان برقي زد و تمام بدنش از شدت هيجان به لرزه افتاد.
پيرمرد در حال ديدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت: خب، ما اين رو برمي داريم. جواهرفروش با احترام پرسيد که پول اون رو چطور پرداخت مي کنيد؟ پيرمرد گفت با چک، ولي خب من مي دونم که شما بايد مطمئن بشيد که حساب من خوب هست. بنابراين من اين چک رو الان مي نويسم و شما مي تونيد روز دوشنبه که بانکها باز مي شه، به بانک من تلفن بزنيد و تاييد اون رو بگيريد و بعد از آن، من در بعدازظهر دوشنبه اين انگشتر را از شما مي گيرم.
دوشنبه صبح مرد جواهرفروش در حالي که به شدت ناراحت بود به پيرمرد تلفن زد و با عصبانيت به پيرمرد گفت:من الان حسابتون رو چک کردم، اصلا نمي تونم تصور کنم که توي حسابتون هيچ پولي وجود نداره! پيرمرد جواب داد: متوجه هستم، ولي در عوضش مي توني تصور کني که من چه آخر هفته معرکه و هيجان انگيزي رو گذروندم؟!!![]()
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 28 فروردین1388 ساعت 9:42 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند :
1. سنگ ... پس از رها کردن!
2. حرف ... پس از گفتن!
3. موقعيت... پس از پايان يافتن!
4. و زمان ... پس از گذشتن!
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 24 فروردین1388 ساعت 9:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دوست دارم بروم سر به سرم نگذاريد
گريه ام را به حساب سفرم نگذاريد
دوست دارم كه به پا بوسي باران بروم
اسمان گفته كه پا روي پرم نگذاريد
قلبي ابي تر از ايينه گرفتارم كرد
بس كنيد اين همه دل دور و برم نگذاريد
اخرين حرف من اين است زميني نشويد
فقط از حال زمين بي خبرم نگذاريد
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 22 فروردین1388 ساعت 11:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بخواه بهت خواهند داد. بجو، خواهی یافت. به دربکوب ، به رویت بازخواهد شد. زیرا هرکسی می خواهد دریافت می کند . جوینده، یابنده است ، بله هرکسی به دربکوبد به رویش بازخواهد شد.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 21 فروردین1388 ساعت 12:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم......
کاشکی که کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتانت بودم....
کاشکی که هدفونت بودم همیشه در گوشت بودم......
کاشکی که موست بودم همیشه تو مشتت بودم......
کاشکی که پسوردت بودم همیشه توی فکرت بودم....
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 1:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است.
دشوارترین قدم، همان قدم اول است.
امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم.
بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید.
آنچه شما درباره خود فکر می کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است
که دیگران درباره شما دارند.
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.
برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است
که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.
بقیه در ادامه مطالب
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 0:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
از شناخت تو وا مانده ام
میدانستم میروی،دیر یا زود
وحجم احساسم را به سوگ واخواهی داشت
درست مثل همین دیروز!
خالی از هر خواهش ،بی هیچ انتظار
از دور فقط سلامت میدهم
به حرمت قلب خواب
گر چه بی جواب خواهم ماند
اما،باز هم سلام!!!
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 13 فروردین1388 ساعت 1:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 9 فروردین1388 ساعت 10:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.
2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .
3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4.با کودک بحث نکنم چون مرا با دانش خویش می سنجد و هم سطح خویش میپندارد.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 6 فروردین1388 ساعت 12:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آنگاه که تنها شدی و در جستجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل کن (نمل آیه 79)
آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی به من امیدوار باش (زمر آیه 53)
آنگاه که در پی تعالی وکمال هستی نیتت را پاک و الهی کن(فاطر آیه 29)
آنگاه که سر مست زندگانی و مغرور به آن شدی به یاد قیامت باش (فاطر آیه 5)
آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت کنم(غافر آیه 60)
آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم(بقره آیه 152)
آنگاه که روحت تشنه راز و نیاز است آهسته مرا بخوان(اعراف آیه 55)
<< بر سر سفره احساس اگر جایی بود سخن ساده تبریک مرا جا بدهید سال نو مبارک >>
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در چهارشنبه 5 فروردین1388 ساعت 8:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آیا هیچ وقت آدم های شاد و موفقی را كه به رویاهایشان رسیده اند، دیده اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می بینند؟
سال هاست كه درخصوص افراد استثنایی كه در تجارت، ورزش و دیگر رشته ها موفقند، تحقیق می شود. در این سال ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است. اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در كنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته ای را با این 5 باور مهم طی كنید. باورهای ما پنجره ای هستند كه ما از آن به دنیا نگاه می كنیم. آنها تمام زمینه های زندگی مان را شكل می دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه كنید، دیدگاه شما خوش بینانه و قدرتمند می شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می برید.
خودتان بهتر از هر كسی خودتان را می شناسید :
مردی یك شب كلید خانه اش را گم كرده بود و نمی توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ كوچه دنبال كلیدش می گشت. كمی بعد همسایه اش او را دید و به كمك او آمد تا با هم كلید را پیدا كنند. اما بی فایده بود. پس از كلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو كلید را در منزل گم كرده ای، چرا در خیابان دنبال آن می گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور كنید شما جهت و معنای زندگی را گم كرده اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است كه در خیابان دنبال كلیدی بگردید كه در خانه جا گذاشته اید. هیچ كس به شما نمی تواند بگوید چطور به زندگی تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی خورد. شما باید درون خودتان را جستجو كنید. حتی اگر یك عمر برای یافتن پاسخ های خود جای دیگری را جستجو كرده اید، به محض این كه به درون خودتان رجوع كنید، می بینید كه پاسخ سوال های زندگی برای شما روشن می شود.
اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می رسید :
حقیقت این است كه هر نوع مهارتی را می توان یاد گرفت، هر مشكلی را می شود حل كرد و هر كاری را می توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و كارهای بزرگ را به قسمت های كوچك تر تقسیم كنید. وقتی یك كار بزرگ را به چند مرحله كوچك تر تقسیم كنید، انجام آن آسان تر می شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این كار را انجام می دهیم. مثلا وقتی قرار است یك شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را 3 تا 3 تا یا 2 تا 2 تا حفظ می كنیم. نكته مهم آن است كه اگر می خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی تان را بردارید، بهترین كار آن است كه آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض كنید :
دكتر اسپنسر جانسون، نویسنده كتاب چه كسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم ها و موش ها را این طور توصیف می كند. وقتی یك موش حس می كند تلاش هایش به نتیجه نمی رسد، روش خود را عوض می كند، اما وقتی آدم ها حس می كنند كاری كه انجام می دهند به نتیجه نمی رسد، عصبانی و خسته می شوند و دوست ندارند روش خود را عوض كنند. حتی گاهی اگر كسی راهكار تازه ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می گیرند و می گویند: "من همیشه این كار را همین طور انجام داده ام. "یا" من آدمی این مدلی هستم." در اصل این آدم ها از پذیرفتن راهكار تازه و انجام آن می ترسند و حس می كنند ترسشان به این معناست كه دیگر روش ها اشتباه است. همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امكانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است. اگر واقعا می خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری كه به منظور راحتی دور خود كشیده اید، پا را فراتر بگذارید و راهكارهای متفاوتی را امتحان كنید.
شكست هرگز وجود ندارد :
تنها شكستی كه در زندگی وجود دارد، این است كه دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجه ای كه پیش رویتان می آید، بازتابی است كه به شما می گوید آیا راهكار انتخابی شما را به هدف نزدیك تر كرده یا دورتر. آدم هایی كه به اهدافشان می رسند، یك خصوصیت مشترك دارند، آنها از شكست و اشتباه نمی ترسند، چون می دانند هر اشتباه یا شكست فرصتی است برای یادگیری كه باید از آن استفاده كرد شكست، لازمه یاد گرفتن است.
شما همین حالا در حال شكل دادن آینده تان هستید :
تفاوت بارزی كه میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است كه افراد موفق در حال زندگی می كنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می كنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی ها و فرصت هایی را كه زندگی در حال حاضر به شما ارزانی كرده از دست می دهید. اگر هم در حال زندگی كنید بسرعت می توانید فرصت های رسیدن به اهدافتان را صید كنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش كرده اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیك تر شوید. اگر بار دیگر ترس های قدیمی و باورهای محدودكننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهن تان متوقف و در درون تان افكار مثبت و خوش بینانه را جایگزین افكار منفی كنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است كه می توانید به كمك آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 3 فروردین1388 ساعت 1:45 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوشرنگ
و مثل سکه با ارزش باشید

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 30 اسفند1387 ساعت 1:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ...
امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...
امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...
امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...
امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ...
امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...
امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...
امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...
امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ...
امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...
امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ...
امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ...
امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ...
امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...
امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...
امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...
امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ... !!!
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 25 اسفند1387 ساعت 2:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درد تنهایی
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی........
صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی.......
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین.....
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی........
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم........
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی........
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند.....
به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی........
دلم دریای خون است وپر از امواج بی ساحل.....
درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی........
هماره قلب بیمارم به یاد توشود روشن......
چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی.......
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 23 اسفند1387 ساعت 12:1 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
گاهی با اندیشه ای به اصطلاح صحیح، اشتباهی در راهی قدم می زنیم
تنها با یک هوس سرد و مرده وسوسه می شویم
و در عذاب این گناه نابخشودنی
گاه اشتباه ملامت می شویم
و گاه اشتباه ملامت می کنیم
.
.
.
حتی گاهی اشتباهی دوست داشته می شویم!!!
اما از همه این ها اشتباه تر زمانی است که
اشتباهی عاشق می شویم.
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 16 اسفند1387 ساعت 0:15 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دخترک هميشه به پسرک ميگفت
من براي 3 چيز عاشق تو شدم
« 1-نجابت 2-وفاداريت 3-زيباييت »
پسرک روز تولد دختر
3 حيوان خانگي به او هديه داد
1-اسب 2-سگ 3-قناري
تا دخترک خواست دليلش را بپرسد
پسرک رفته بود براي هميشه
****************
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 8 اسفند1387 ساعت 10:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
میخوام برای داشتن اونچه تا حالا نداشتم، کسی بشم که تا حالا نبودم
هرگز چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد، قول، دوستی و قلب. چون وقتی که اینها بشکنند، صدا نمی کنند اما درد زیادی به جا می گذارن
آخرین نگاه تو هر شب در دادگاه کشور عشق نشسته است من شاکی ام و ماه قاضی، ستاره ها عکس می گیرند، فرشتگان خبرنگارند و می خواهند در قیامت محشر را از مظلومیت من خبردار کنند اشکهایم را شاهد گرفته ام و می خواهم به داغی چشمانم شهادت دهم، و تو... ای کاش برگردی و در دادگاه از نگاهت دفاع کنی و از من رضایت بگیری
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در یکشنبه 4 اسفند1387 ساعت 7:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد بهم چي گفت ؟
جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت ......نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري،
قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه،
نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 28 بهمن1387 ساعت 1:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی
فهرست اصلی
دوستان
پسر تنها
گل مرداب
دنیای شیرین من
ازدواج موقت
سنجاق طلایی
اشکها و لبخندها
دختر ایرونی
تقدیم به تنها مهربونم
گل پری
ستاره شب
غرفه ی ناز
دختری از دیار باران
عشق گمشده
از خانه بدر از کوچه برون تنهایی ما سوی
سکوت شب
چی بگم
عشق هرگز نمی میرد(طلوع عشق)
دلنـــــــــــــوشتــــــــــــــه هـــا
يادگار دوست
آرمین موزیک
مرد تنهای شب
زندگی یعنی
من از آن روز که در بند توام آزادم!
بانک اطلاعاتی تحصیلات تکمیلی خارج از ایران
بخدا زشت ها هم آدمن !!
نوشته های پیشین
هفته چهارم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
POWERED BY