تبليغاتX
 ღ●¤•*زیر 20 نیا تو*•¤●ღ

وقتی...

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه، دیوار اتاق پر از عکس میشه...
ولی همیشه دلت واسه کسی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو بزنی به دیوار...


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در شنبه 13 مهر1387 ساعت 4:4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


يک روز دست به‌کار خواهم شد

چارلز آلبرت پويسانت مي‌گويد اگر کوهي رويارويم قرار گيرد در نمي‌مانم. چندان مي‌کوشم تا از آن بالا روم يا راهي در درونش بيابم يا از زير آن تونلي مي‌زنم يا تنها مي‌ايستيم و با ياري خدا به معدني از طلا تبديلش مي‌کنم. تا اراده‌اي هست، راهي نيز هست.

گوته مي‌گويد من کسي خواهم شد که اراده مي‌کنم بشوم. کسي که داراي عزمي ‌راسخ است، جهان را مطابق ميل خود عوض مي‌کند.

به عقيده کارلايل هر اقدام بزرگي در ابتدا محال به نظر مي‌رسد.

آبراهام لينکن نيز مي‌گويد بدبخت‌ترين افراد کسي است که آرزوهايش زياد و قوه سعي و عملش کم باشد.

دنيس ويتلي هم عقيده دارد بسياري از مردم تمام عمر خود را در جزيره‌اي خيالي به نام «يک روز دست به کار خواهم شد» مي‌گذرانند.

به گفته ناپلئون نيز کلمه محال اصلا وجود ندارد. فقط ديوانگان آن را به‌کار مي‌برند.

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 12 مهر1387 ساعت 9:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عکس


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 12 مهر1387 ساعت 2:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آلبوم جدید و فوق العاده زیبای شهرام شب پره به نام تپش

حتماً به آدرس زیر برید و آلبوم جدید و فوق العاده زیبای شهرام شب پره به نام تپش را دانلود کنید

 

http://www.armin-muzik.blogfa.com/post-1541.aspx

 

 

با تشکر از وبلاگ دوست عزیزم آرمین موزیک


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در پنجشنبه 11 مهر1387 ساعت 3:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عید سعید فطر مبارک

عید سعید فطر مبارک


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در چهارشنبه 10 مهر1387 ساعت 3:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


عید سعید فطر مبارک

 


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 2:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به نظرت خدا مهربون نیست ؟!

جینی دختر کوچولوی زیبا و باهوش پنج ساله ای بود که یک روز که همراه مادرش برای خرید به مغازه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 5/2 دلار بود،چقدر دلش اون گردنبند رو می خواست.پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که اون گردن بند رو براش بخره.
مادرش گفت : خب! این گردنبند قشنگیه، اما قیمتش زیاده،اما بهت میگم که چکار می شه کرد! من این گردنبند رو برات می خرم اما شرط داره : " وقتی رسیدیم خونه، لیست یک سری از کارها که می تونی انجامشون بدی رو بهت می دم و با انجام اون کارها می تونی پول گردن بندت رو بپردازی و البته مادر بزرگت هم برای تولدت بهت چند دلار هدیه می ده و این می تونه کمکت کنه."
جنی قبول کرد. او هر روز با جدیت کارهایی که بهش محول شده بود رو انجام می داد و مطمئن بود که مادربزرگش هم برای....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 4:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


فرشته اي كوچك و زيبا!!

در مطب دكتر به شدت به صدا درآود
دكتر گفت كیه؟ در را شكستي! بيا تو..
در باز شد و دختر كوچولوي نه ساله اي كه خيلي پريشان بود به طرف دكتر دويد: آقاي دكتر! مادرم ! و در حالي كه نفس نفس مي زد ادامه داد: التماس مي كنم با من بياييد! مادرم خيلي مريض است!
دكتر گفت : بايد مادرت را اينجا بياوري ٬ من براي ويزيت به خانه كسي نمي روم.
دختر گفت : ولي دكتر من نمي توانم اگر شما نياييد او مي ميرد و اشك از چشمانش سرازير شد.
دل دكتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر دكتر را به طرف خانه راهنمايي كرد٬ جايي كه مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود.
دكتر شروع كرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش بدهد. او تمام طول شب را بر بالين زن ماند تا صبح كه علايم بهبود در او ديده شد.
زن به سختي چشمانش را باز كرد و از دكتر به خاطركاري كه كرده بود تشكر كرد.

دكتر به او گفت : بايد از دخترت تشكر كني. اگر او نبود حتما مي مردي؟
مادر با تعجب گفت: ولي دكتر دختر من سه سال است كه از دنيا رفته و به عكس بالاي تختش اشاره كرد.
پاهاي دكتر از ديدن عكس روي ديوار سست شد.
اين همان دختر بود!!!
فرشته اي كوچك و زيبا!!


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 4:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آدم باید توانایی هاشو بشناسه

شاید تو هم مانند من بارها تصمیم گرفته ای خود را بشناسی

بدانی چه کسی هستی؟

دنبال چه چیزی می گردی و می خواهی به کجا بروی!!!

یادم می آید می خواستی سفر کنی،

به اعماق درونت،

اما چمدانت خالی نبود! درست خواندی چمدانت خالی نبود.

چمدانت را پر کرده بودی از آن چه دیگران می گویند هستی،

 از آنچه دیگران می خواهند باشی.

تو هم به جای سفر دور و دراز گشتی زدی و همان ابتدای راه رو به روی آیینه ایستادی و گفتی:

"سفر به درون لازم نیست! من همانم که دیگران می گویند."

هر که هستی و در هر جا ایستاده ای بیا

بیا همین الان با هم سفر به درون را آغاز کنیم

اما این بار با چمدانی خالی از تمام باورهای که دیگران خواسته اند همراهمان کنند

سفر کنیم ولی با چمدانی خالی از تو نمی توانی،

بیا تا صدایی از درون تو را بخواند و فریاد بزند که می توانی، آری می توانی

می دانم باز هم می روی رو به روی آیینه می ایستی!

اما این بار بگذار آیینه با تو حرف بزند.

بگذار در سکوتی زیبا الهامی درونی راهنمایت شود.

خوب گوش کن!!!

همه می دونن که یه آدم نمی تونه همه رو از خودش راضی کنه.

آدم نمی تونه همه ی کارها رو با هم انجام بده،

آدم نمی تونه همه چیز رو به خوبی انجام بده. پس آدم واقعاً باید بدونه کیه و واقعاً همون بشه.

آدم باید تصمیم بگیره و بدونه مهم ترین چیز چیه و اونو انجام بده.

آدم باید توانایی هاشو بشناسه  و اونارو دقیق به کار بگیره.

آدم باید یاد بگیره که با دیگران رقابت نکنه، چون خط پایانی نیست!

باید خودت تصمیم بگیری و با نقاط قوت و ضعفت زندگی کنی،

به علایقت احترام بگذار اگه می خوای یه انسان خیلی مهم بشی!!!


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در سه شنبه 9 مهر1387 ساعت 0:52 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


3 جمله زیبا

 

زنگ تفریح دنیا ؛ گذرا می باشد .

 زنگ بعد ؛ حساب داریم !!


کسی که درباره همه چیز می اندیشد

درباره هیچ چیز تصمیم نمی گیرد


التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است .

 التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است .


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در دوشنبه 8 مهر1387 ساعت 0:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت