تبليغاتX
 ღ●¤•*زیر 20 نیا تو*•¤●ღ

شجاعت

 

شجاعت هميشه فرياد زدن نيست، گاهي صداي آراميست كه در انتهاي روز مي‌گويد، فردا دوباره تلاش خواهم كرد


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


لطف حق

نمیدونم شاعر این شعر کیه ولی میدونم هروقت دلم از زمین و زمان میگیره با خوندن این شعر واقعا" حضور خداوند رو احساس میکنم  و آروم میشم انگار یکی مثل کوه ÷شت سرم ایستاده ....

 " لطف حق "

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من

به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا گردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها برویت بسته شد دل مکن باز آ

در، این خانه دق الباب کن واکردنش با من

به من گو حاجت خودرا اجابت میکنم آنی

طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش بامن

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش بامن

چو خوردی روزی امروز، ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه را تفسیر و معنی کردنش بامن

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو نام توبه را بنویس امضاء کردنش بامن ...


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


....

 

چه شده تورا ؟ چرا برای چیزهایی که از آن تو نیست اینقدر دست و پا میزنی؟ می بینی زندگی همه اش همین بود . سخت نگیر با همین شادی های دست دوم ، بگذران زندگی را و بخند، آن هم بلند...


 

نوشته شده توسط ღ♥ღیه پهلوانღ♥ღ در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت 10:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت